دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس سی و دوم (32) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری | هاوین وکب
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس سی و دوم (32) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Refer

/rɪˈfɜːr/
ارجاع دادن، فرستادن، ربط دادن، اشاره کردن
Example:

Let us refer the dispute to the dean.

اجازه دهید دعوا را به رئیس دانشکده ارجاع دهیم.

Distress

/dɪˈstres/
عذاب، رنج، ناراحت کردن
Example:

The family was in great distress over the accident that maimed Kenny.

خانواده از تصادفی که باعث نقص عضو کِنی شد، بسیار اندوهگین بود.

Diminish

/dɪˈmɪnɪʃ/
کم شدن، کاستن
Example:

[اندازه، مقدار یا اهمیت چیزی] کم شدن

The excessive heat diminished as the sun went down.

Maximum

/ˈmæksɪməm/
حداکثر، بیشترین، اوج
Example:

We would like to exhibit this rare collection to the maximum number of visitors.

ما می‌خواهیم که این مجموعه‌ی نایاب را در معرض دید بیشترین تعداد بازدیدکنندگان قرار دهیم.

Flee

/fliː/
فرار کردن، به‌سرعت رفتن
Example:

The fleeing outlaws were pursued by the police.

پلیس یاغیان فراری را تعقیب کرد.

Vulnerable

/ˈvʌlnərəbəl/
آسیب‌پذیر، بی‌دفاع، حساس
Example:

Achilles was vulnerable only in his heel.

آشیل فقط در قسمت پاشنه‌اش آسیب‌پذیر بود.

Signify

/ˈsɪɡnɪfaɪ/
معنی دادن، نشان دادن، حاکی بودن
Example:

A gift of such value signifies more than a casual relationship.

چنین هدیه‌ی ارزشمندی به معنی چیزی فراتر از یک رابطه‌ی سطحی است.

Mythology

/mɪˈθɑːlədʒi/
افسانه، اسطوره
Example:

The story of Proserpina and Ceres explaining the seasons is typical of Greek mythology.

داستان پروسِرپینا و سیریز که فصل‌ها را شرح می‌دهد، نمونه‌ای از افسانه‌های یونان است.

Colleague

/ˈkɑːliːɡ/
همکار
Example:

The captain gave credit for the victory to his valiant colleagues.

کاپیتان همکاران شجاعش را بخاطر پیروزی تحسین کرد.

Torment

/tɔːrˈment/
عذاب دادن، شکنجه دادن، زجر
Example:

Persistent headaches tormented him.

سردردهای مزمن او را عذاب می‌داد.

Provide

/prəˈvaɪd/
فراهم کردن، شرط گذاشتن، آماده کردن
Example:

How can we provide job opportunities for all our graduates?

چطور می‌توانیم برای تمامی فارغ‌التحصیلانمان فرصت شغلی فراهم کنیم؟

Loyalty

/ˈlɔɪəlti/
وفاداری
Example:

Out of a sense of loyalty to his friends

Michael was willing to suffer torments

دانلود کتاب 504، درس 33

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.8 از ۵ ( 5 رأی )