دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس سیم (30) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس سیم (30) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Depict

/dɪˈpɪkt/
ترسیم کردن، به تصویر کشاندن
Example:

The artist and the author both tried to depict the sunset’s beauty.

هنرمند و نویسنده هر دو سعی داشتند که زیبایی غروب آفتاب را به تصویر بکشند.

Mortal

/ˈmɔːrtəl/
فانی، انسان (فانی)، مرگبار، کشنده
Example:

We must live with the knowledge that all living creatures are mortal.

ما باید با این آگاهی زندگی کنیم که هر موجود زنده‌ای فانی است.

Novel

/ˈnɑːvəl/
جدید، تازه، رمان
Example:

Robert was commended by his teacher for the excellent report on the American novel

The Grapes of Wrath.

Occupant

/ˈɑːkjəpənt/
مستأجر، ساکن، سرنشین
Example:

The will disclosed that the occupant of the estate was penniless.

وصیت‌نامه آشکار کرد که ساکن آن ملک تهیدست بود.

Appoint

/əˈpɔɪnt/
معین کردن، تعیین مکان یا زمان کردن، منصوب کردن
Example:

The library was appointed as the best place for the urgent meeting.

کتابخانه به‌عنوان بهترین مکان برای جلسه‌ی اضطراری انتخاب شده بود.

Quarter

/ˈkwɔːrtər/
منطقه، محله، اقامتگاه، اسکان دادن
Example:

Ellen moved to the French Quarter of our city.

اِلِن به محله‌ی فرانسوی‌نشین شهرمان نقل‌مکان کرد.

Site

/saɪt/
محل، جا، مکان
Example:

The agent insisted that the house had one of the best sites in town.

بنگاه‌دار تأکید می‌کرد که خانه در یکی از بهترین منطقه‌های شهر قرار دارد.

Quote

/kwoʊt/
نقل‌قول کردن، قیمت دادن، نقل‌قول
Example:

She often quotes her spouse to prove a point.

او اغلب برای اثبات یک نکته از شوهرش نقل‌قول می‌کند.

Verse

/vɜːrs/
آیه، مصراع، شعر
Example:

Several verses of a religious nature were contained in the document.

آن سند حاوی چندین مصراع شعر با ماهیت مذهبی بود.

Morality

/məˈræləti/
اصول اخلاقی، فضیلت اخلاقی، اخلاق
Example:

We rarely consider the morality of our daily actions

though that should occupy a high position in our thinking.

Roam

/roʊm/
پرسه زدن، بی‌هدف گشتن، ولگردی
Example:

In the days of the Wild West

outlaws roamed the country.

Attract

/əˈtrækt/
جذب کردن، جلب‌توجه کردن
Example:

The magnet attracted the iron particles.

آهنربا ذرات آهن را به خود جذب کرد.

دانلود کتاب 504، درس 30

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.6 از ۵ ( 5 رأی )