دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس بیست و شش (26) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس بیست و شش (26) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Possible

/ˈpɑːsəbl/
ممکن، شدنی
Example:

It is now possible for man to walk on the moon.

اکنون راه رفتن روی کره ماه برای انسان ممکن است.

Compel

/kəmˈpel/
وادار کردن، مجبور کردن
Example:

Heavy floods compelled us to stop.

سیلاب‌های شدید ما را مجبور به توقف کرد.

Awkward

/ˈɔːkwərd/
زمخت، دست و پا گیر
Example:

The handle of this bulky suitcase has an awkward shape.

دسته‌ی این چمدان بزرگ شکل نامناسبی دارد.

Venture

/ˈventʃər/
پروژه تجاری، جرات کردن، در معرض خطر قرار دادن
Example:

Medics venture their lives to save wounded soldiers.

پزشکان جانشان را برای نجات سربازان مجروح به مخاطره می‌اندازند.

Awesome

/ˈɔːsəm/
سهمگین، پر هیبت، با شکوه
Example:

The towering mountains

covered with snow

Guide

/ɡaɪd/
راهنما، راهنمایی کردن
Example:

Use the suggestions in the handbook as a study guide.

از توصیه‌های کتاب راهنما به عنوان راهنمای مطالعه استفاده کنید.

Quench

/kwentʃ/
پایان دادن، فرو نشاندن، خاموش کردن
Example:

Only Pepsi Cola will quench my thirst on such a hot day.

تنها پپسی کولا عطش من را در چنین روز داغی فروکش خواهد کرد.

Betray

/bɪˈtreɪ/
خیانت کردن، لو دادن
Example:

The child’s eyes betrayed his fear of the fierce dog.

چشمان کودک ترس او را از سگ وحشی نشان داد.

Utter

/ˈʌtər/
گفتن، فاش کردن، اظهار کردن
Example:

When Mr. Fuller saw that his house had not been damaged in the fire

he uttered a sigh of relief.

Pacify

/ˈpæsɪfaɪ/
آرام کردن، ساکت کردن، آرامش دادن
Example:

This toy should pacify that screaming baby.

این اسباب‌بازی آن کودک پرسروصدا را آرام خواهد کرد.

Respond

/rɪˈspɑːnd/
پاسخ دادن، واکنش نشان دادن
Example:

My dog responds to every command I give him.

سگ من به هر فرمانی که به او می‌دهم، واکنش نشان می‌دهد.

Beckon

/ˈbekən/
علامت دادن، جذب کردن
Example:

The delicious smell of fresh bread beckoned the hungry boy.

بوی مطبوع نان تازه پسر گرسنه را به سوی خود جلب کرد.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 5 رأی )