دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس بیست و پنجم (25) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس بیست و پنجم (25) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Architect

/ˈɑːrkɪtekt/
معمار، طراح
Example:

An architect must have a knowledge of the materials that will be used in his structures.

یک مهندس معمار باید از مصالحی که در ساختمان‌هایش به کار خواهد رفت آگاهی داشته باشد.

Matrimony

/ˈmætrɪmoʊni/
مراسم ازدواج، زندگی زناشویی
Example:

Because of lack of money

the sweetness of their matrimony turned sour.

Baggage

/ˈbæɡɪdʒ/
اثاثیه
Example:

When Walt unpacked his baggage

he found he had forgotten his radio.

Squander

/ˈskwɑːndər/
هدر دادن
Example:

Do not squander your money by buying what you cannot use.

پول‌هایتان را با خرید آنچه که استفاده نمی‌کنید هدر ندهید.

Abroad

/əˈbrɔːd/
خارج، در خارج
Example:

More people are going abroad for vacations.

افراد بیشتری برای تعطیلات به خارج از کشور می‌روند.

Fugitive

/ˈfjuːdʒətɪv/
فراری، متواری
Example:

The fugitives from the unsuccessful revolution were captured.

فراری‌های انقلاب ناموفق اسیر شدند.

Calamity

/kəˈlæməti/
فاجعه، مصیبت
Example:

Failure in one test should not be regarded as a calamity.

شکست در یک امتحان را نباید یک فاجعه تلقی کرد.

Pauper

/ˈpɔːpər/
مسکین، بینوا، بیچاره
Example:

The richest man is a pauper if he has no friends.

ثروتمندترین انسان اگر دوست نداشته باشد بیچاره است.

Envy

/ˈenvi/
حسادت، مایه حسادت، حسادت کردن
Example:

My parents taught me not to envy anyone else’s wealth.

والدینم به من آموختند که هرگز به ثروت کس دیگری حسادت نکنم.

Collapse

/kəˈlæps/
فرو پاشیدن، متلاشی شدن
Example:

A heavy flood caused the bridge to collapse.

سیلابی سهمگین باعث شد پل فرو ریزد.

Prosecute

/ˈprɑːsɪkjuːt/
به دادگاه احضار کردن، ادامه دادن، دنبال کردن
Example:

The district attorney refused to prosecute the case for lack of evidence.

دادستان بخش به دلیل نبودن مدرک از پیگیری پرونده امتناع ورزید.

Bigamy

/ˈbɪɡəmi/
دو زنی، تعدد زوجات
Example:

Some religious groups are in favor of bigamy even though it is against the law of the land.

بعضی از فرقه‌های مذهبی حامی تعدد زوجات هستند حتی اگر بر خلاف قانون کشورشان باشد.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.6 از ۵ ( 5 رأی )