دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس نهم (۹) Oxford Word Skills (آکسفورد ورد اسکلیز) | سطح پیشرفته - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس نهم (۹) Oxford Word Skills (آکسفورد ورد اسکلیز) | سطح پیشرفته

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Crawl

/krɔːl/
چهار دست و پا رفتن
Example:

He's crawling along the floor.

او در امتداد زمین چهار دست و پا می‌رود.

Kneel

/niːl/
زانو زدن
Example:

She's kneeling (down) and praying.

او زانو زده و دعا می‌کند.

Spill

/spɪl/
ریختن (مایع)
Example:

She spilt the coffee.

او قهوه را ریخت.

Dive

/daɪv/
شیرجه زدن
Example:

He's diving into the water.

او در آب شیرجه می‌زند.

Sweep

/swiːp/
جارو کردن
Example:

He's sweeping the floor.

او زمین را جارو می‌کند.

Shrug

/ʃrʌɡ/
شانه بالا انداختن
Example:

She's shrugging her shoulders.

او شانه‌هایش را بالا می‌اندازد.

Put On

/pʊt ɑːn/
زدن (آرایش)
Example:

She's putting on lipstick.

او رژ لب می‌زند.

Lipstick

/ˈlɪpstɪk/
رژ لب
Example:

She's putting on lipstick.

او رژ لب می‌زند.

Lean

/liːn/
تکیه دادن
Example:

He's leaning against a wall.

او به دیوار تکیه داده است.

Drag

/dræɡ/
کشیدن (روی زمین)
Example:

He's dragging the cabinet along the floor.

او کمد را در امتداد زمین می‌کشد.

Tear

/ter/
پاره کردن
Example:

She's tearing a piece of paper in half.

او یک تکه کاغذ را از وسط پاره می‌کند.

Plug In

/plʌɡ ɪn/
به برق زدن
Example:

He's plugging it in.

او آن را به برق می‌زند.

Comb

/koʊm/
شانه کردن
Example:

She's combing her hair.

او موهایش را شانه می‌کند.

Fold

/foʊld/
تا کردن
Example:

She's folding the blanket in half.

او پتو را از وسط تا می‌کند.

Beg

/beɡ/
گدایی کردن
Example:

He's begging for money.

او گدایی می‌کند.

Sew

/soʊ/
دوختن
Example:

He's sewing on a button.

او یک دکمه را می‌دوزد.

Nod

/nɑːd/
سر تکان دادن (تأیید)
Example:

He's nodding his head.

او سرش را تکان می‌دهد (تأیید).

Screw

/skruː/
پیچ کردن
Example:

She's screwing it into the wall.

او آن را به دیوار پیچ می‌کند.

Shake

/ʃeɪk/
سر تکان دادن (رد)
Example:

You can shake your head to say 'no'.

شما می‌توانید برای گفتن 'نه' سرتان را تکان دهید.

Socket

/ˈsɑːkɪt/
پریز برق
Example:

He's plugging it into the socket.

او آن را به پریز برق می‌زند.

Button

/ˈbʌtn/
دکمه
Example:

He's sewing on a button.

او یک دکمه را می‌دوزد.

Blanket

/ˈblæŋkɪt/
پتو
Example:

She's folding the blanket in half.

او پتو را از وسط تا می‌کند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 1 رأی )