دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس هشتم (۸) Oxford Word Skills (آکسفورد ورد اسکلیز) | سطح پیشرفته - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس هشتم (۸) Oxford Word Skills (آکسفورد ورد اسکلیز) | سطح پیشرفته

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Body Language

/ˈbɑːdi ˈlæŋɡwɪdʒ/
زبان بدن
Example:

Body language can tell you a lot.

زبان بدن می‌تواند چیزهای زیادی به شما بگوید.

Jump To Conclusions

/dʒʌmp tu kənˈkluːʒnz/
زود قضاوت کردن
Example:

If you jump to conclusions

you may misinterpret.

Interpret

/ɪnˈtɜːrprət/
تفسیر کردن، برداشت کردن
Example:

Try to interpret a particular gesture.

سعی کنید یک حرکت خاص را تفسیر کنید.

Gesture

/ˈdʒestʃər/
حرکت، ژست
Example:

A movement you make to show a meaning.

حرکتی که برای نشان دادن معنایی انجام می‌دهید.

Eye Contact

/aɪ ˈkɑːntækt/
تماس چشمی
Example:

Looking into another person's eyes.

نگاه کردن به چشمان شخص دیگر.

Not Necessarily

/nɑːt ˌnesəˈserəli/
لزوماً
Example:

Looking away does not necessarily mean lying.

نگاه نکردن لزوماً به معنای دروغ گفتن نیست.

Observe

/əbˈzɜːrv/
مشاهده کردن، توجه کردن
Example:

We need to observe a combination of behaviour.

ما باید ترکیبی از رفتارها را مشاهده کنیم.

Combination

/ˌkɑːmbɪˈneɪʃn/
ترکیب
Example:

Two or more things that exist together.

دو یا چند چیز که با هم وجود دارند.

Look Out For

/lʊk aʊt fɔːr/
مراقب بودن، توجه کردن
Example:

Look out for signs of lying.

مراقب نشانه‌های دروغ گفتن باشید.

Sweat

/swet/
عرق کردن
Example:

If you sweat

water appears on your skin.

Go Red

/ɡoʊ red/
سرخ شدن
Example:

Become red in the face.

سرخ شدن در صورت.

Constantly

/ˈkɑːnstəntli/
به طور مداوم
Example:

All the time or very frequently.

همیشه یا خیلی اوقات.

Make Generalizations

/meɪk ˌdʒenrələˈzeɪʃnz/
تعمیم دادن
Example:

Danger of making generalizations about body language.

خطر تعمیم دادن در مورد زبان بدن.

Anger

/ˈæŋɡər/
خشم
Example:

The state of being angry.

حالت عصبانی بودن.

Defensive

/dɪˈfensɪv/
حالت دفاعی
Example:

Showing that you feel sb is criticizing you.

نشان دادن اینکه احساس می‌کنید کسی از شما انتقاد می‌کند.

Signal

/ˈsɪɡnəl/
نشانه، علامت
Example:

If you signal sth

you do sth that sends a particular message.

Display

/dɪˈspleɪ/
نمایش دادن
Example:

Show signs of sth.

نشانه‌های چیزی را نشان دادن.

Fancy

/ˈfænsi/
تمایل داشتن، خوش آمدن (عامیانه)
Example:

Be sexually attracted to sb.

از نظر جنسی جذب کسی شدن.

Flirt

/flɜːrt/
لاس زدن، ناز کردن
Example:

Behave towards sb as if you find them sexually attractive.

رفتار کردن با کسی طوری که انگار او را از نظر جنسی جذاب می‌یابید.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 1 رأی )