دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس بیست و چهارم (24) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس بیست و چهارم (24) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Fierce

/fɪrs/
وحشی، خشن
Example:

One must take appropriate precautions when approaching fierce dogs.

شخص هنگام نزدیک شدن به سگ‌های وحشی باید اقدامات احتیاطی مناسبی را بکار گیرد.

Detest

/dɪˈtest/
تنفر داشتن از
Example:

I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.

من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی‌کنم.

Sneer

/snɪr/
تمسخر، مسخره کردن
Example:

When offered a dime as a tip

the taxi driver sneered at his rider.

Scowl

/skaʊl/
ابرو در هم کشیدن، اخم کردن
Example:

Laverne scowled at her mother when she was prohibited from going out.

وقتی لاورن از رفتن به بیرون منع شد، به مادرش اخم کرد.

Encourage

/ɪnˈkɜːrɪdʒ/
تشویق کردن
Example:

We encouraged the coach to devise a plan for beating Jefferson High.

مربی را تشویق کردیم تا برای شکست تیم جفرسون طرحی ابداع کند.

Consider

/kənˈsɪdər/
اندیشیدن، تلقی کردن
Example:

Do you consider that dress to be a bargain at the wholesale price?

آیا فکر می‌کنی آن لباس به قیمت عمده‌فروشی خرید ارزانی است؟

Vermin

/ˈvɜːrmɪn/
حشرات موذی
Example:

Some reptiles eat vermin as their food.

بعضی از خزندگان حشرات موذی را به عنوان غذا می‌خورند.

Wail

/weɪl/
فریاد بلند و طولانی
Example:

In some countries the women are expected to wail loudly after their husbands die.

در بعضی از کشورها، انتظار می‌رود زن‌ها پس از مرگ شوهرانشان با صدای بلند گریه کنند.

Symbol

/ˈsɪmbl/
علامت، نشانه، نماد
Example:

An olive branch is a symbol of peace.

شاخه‌ی زیتون نماد صلح است.

Authority

/əˈθɔːrəti/
اختیار، اقتدار، صاحب نظر
Example:

Today a monarch does not have the authority he once enjoyed.

امروزه یک پادشاه، اقتداری را که زمانی از آن برخوردار بود، ندارد.

Neutral

/ˈnuːtrəl/
بی‌طرف
Example:

Switzerland was a neutral country in World War II.

کشور سوئیس در جنگ جهانی دوم کشوری بی‌طرف بود.

Trifle

/ˈtraɪfl/
مقدار کم، جزئی
Example:

Walter spends only a trifle of his time in studying French.

والتر تنها مدت کمی از وقتش را صرف مطالعه‌ی زبان فرانسه می‌کند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.6 از ۵ ( 5 رأی )