دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس هفدهم (17) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس هفدهم (17) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Slender

/ˈslendər/
لاغر، نازک اندام، کم، ناچیز
Example:

Carlotta’s slender figure made her look somewhat taller than she was.

قیافه لاغر کارلوتا او را تا حدی بلندتر از آن چیزی که بود نشان می‌داد.

Surpass

/sərˈpæs/
پیشی گرفتن
Example:

Most farmers believe that rural life far surpasses urban living.

بیشتر کشاورزان اعتقاد دارند که زندگی روستایی خیلی بهتر از زندگی شهری است.

Vast

/væst/
پهناور، وسیع، زیاد
Example:

Our campus always seems vast to new students.

محوطه دانشگاه ما همیشه از نظر دانشجویان جدیدالورود وسیع است.

Doubt

/daʊt/
شک، تردید، شک و تردید داشتن
Example:

We don’t doubt that the tradition of marriage will continue.

تردیدی نداریم که سنت ازدواج ادامه خواهد یافت.

Capacity

/kəˈpæsəti/
ظرفیت
Example:

The gasoline capsule had a capacity of 500 gallons.

ظرفیت کپسول بنزین ۵۰۰ گالن بود.

Penetrate

/ˈpenətreɪɪt/
نفوذ کردن
Example:

The thieves penetrated the bank’s security and stole the money.

دزدها به سیستم امنیتی بانک نفوذ کردند و پول‌ها را دزدیدند.

Pierce

/pɪrs/
فرو رفتن، نفوذ کردن، سوراخ کردن
Example:

My sister is debating whether or not to get her ears pierced.

خواهرم در مورد سوراخ کردن یا نکردن گوش خود بحث می‌کند.

Accurate

/ˈækjərət/
دقیق، صحیح
Example:

Emma’s vision was so accurate that she didn’t need glasses.

بینایی اِما به قدری دقیق بود که نیازی به عینک نداشت.

Microscope

/ˈmaɪkrəskoʊp/
میکروسکوپ
Example:

The students used a microscope to see the miniature insect.

دانش‌آموزان برای دیدن حشره از میکروسکوپ استفاده کردند.

Grateful

/ˈɡreɪtfəl/
ممنون، متشکر، شکرگزار
Example:

The majority of pupils felt grateful for Mr. Ash’s help.

اکثر دانش‌آموزان از کمک آقای آش سپاسگزار بودند.

Cautious

/ˈkɒːʃəs/
محتاط، مراقب
Example:

Good authors are cautious not to exaggerate when they write.

نویسندگان خوب مراقب‌اند که در هنگام نوشتن اغراق نکنند.

Confident

/ˈkɑːnfɪdənt/
مطمئن
Example:

Annette was confident she would do well as a nurse.

آنِت مطمئن بود که می‌تواند کارش را به خوبیِ یک پرستار انجام دهد.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.6 از ۵ ( 5 رأی )