دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
.آموزش درس پنجم (5) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

.آموزش درس پنجم (5) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

.آموزش درس پنجم کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Tradition

رسم، سنت، عرف
/trəˈdɪʃ.ən/
Example:

The father tried to persuade his son that the tradition of marriage was important.

پدر سعی کرد تا پسرش را متقاعد کند که ازدواج رسم و سنت مهمی است.

Rural

روستایی، روستانشین
/ˈrʊr.əl/
Example:

Rural areas are not densely populated.

مناطق روستایی جمعیت انبوهی ندارند.

Burden

بار، محموله
/ˈbɜːr.dən/
Example:

I don’t like being a burden on other people.

دوست ندارم باری بر روی دوش بقیه باشم.

Campus

محوطه دانشگاه یا مدرسه، پردیس
/ˈkæm.pəs/
Example:

I decided to go to Penn State because it has a beautiful campus.

من تصمیم گرفتم که به پن استیت بروم چون محوطه زیبایی دارد.

Majority

اکثریت، بیشینه
/məˈdʒɑː.rə.t̬i/
Example:

The majority of people prefer to pay wholesale prices for meat.

اکثر مردم ترجیح می‌دهند تا قیمت گوشت را به صورت قیمت عمده پرداخت کنند.

Assemble

جور کردن، گرد آوردن، فراهم آوردن
/əˈsem.bəl/
Example:

We need to assemble a list of songs for the concert.

ما باید لیستی از آهنگ‌ها را برای کنسرت فراهم کنیم.

Explore

کاوش کردن، وارسی کردن، گشتن
/ɪkˈsplɔːr/
Example:

Our lawyer explored the essential reasons for the crime.

وکیل ما دلایل ضروری برای جنایت را مورد بررسی قرار داد.

Topic

موضوع، عنوان، مقوله
/ˈtɑː.pɪk/
Example:

Predicting the weather is our favorite topic of conversation.

پیش بینی آب و هوا موضوع مورد علاقه صحبت ماست.

Debate

مباحثه، جر و بحث، مناظره
/dɪˈbeɪt/
Example:

The debate between the two candidates was canceled.

مناظره بین دو نامزد انتخاباتی لغو شد.

Evade

شانه خالی کردن، اجتناب کردن
/ɪˈveɪd/
Example:

The prisoner evaded questioning by pretending to be sick.

زندانی با تظاهر به مریضی از بازجویی طفره رفت.

Probe

بررسی کردن، کاوش کردن
/proʊb/
Example:

The lawyer probed the man’s mind to see if he was innocent or not.

وکیل ذهن مرد را بررسی کرد تا ببیند بیگناه است یا نه.

Reform

اصلاح کردن، سامان دادن
/rɪˈfɔːrm/
Example:

Billy reformed when he saw that breaking the law was hurting people other than himself.

بیلی وقتی دید که قانون شکنی بجز خودش به افراد دیگر آسیب می‌زند اصلاح شد.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 3 رأی )