دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش لغات درس چهارم (4) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتری یاد میگیری. - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش لغات درس چهارم (4) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتری یاد میگیری.

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

vapor

مه – بخار – دود و بخار
/ˈveɪ·pər/
Example:

Warm air holds more water vapor than cold air.

هوای گرم بخار آب بیشتری را نسبت به هوای سرد در خود نگه می‌دارد.

eliminate

حذف کردن – از قلم انداختن
/iˈlɪm.ə.neɪt/
Example:

This virus can never be entirely eliminated from the body.

این ویروس هرگز نمی‌تواند به طور کامل از بدن حذف شود.

villain

آدم شرور – آدم بد – ناکس
/ˈvɪl.ən/
Example:

The villain concealed the corpse in the cellar.

آن آدم شرور جنازه را در زیر زمین مخفی کرد.

dense

غلیظ – انبوه – پرپشت
/dens/
Example:

We couldn’t row because of the dense weeds in the lake.

بخاطر انبوه علف‌ها در دریاچه نتوانستیم پارو بزنیم.

utilize

به کار بردن – به کار گرفتن
/ˈjuː.t̬əl.aɪz/
Example:

No one seems willing to utilize this vacant house.

به نظر کسی مشتاق به استفاده از این خانه خالی نیست.

humid

نمناک – نمدار – مرطوب
/ˈhjuː.mɪd/
Example:

Most people believe that ocean air is quite humid.

اکثر مردم بر این باورند که هوای اقیانوس کاملاً مرطوب است.

theory

تئوری – فرضیه – نظریه
/ˈθɪr.i/
Example:

Einstein’s theory is really too difficult for the average person to understand.

درک کردن نظریه انیشتین برای یک شخص عادی واقعاً دشوار است.

descend

فرود آمدن – نزول کردن – پایین رفتن
/dɪˈsend/
Example:

If we let the air out of a balloon

it will have to descend.

circulate

دور زدن – پخش کردن
/ˈsɜːr.kjə.leɪt/
Example:

A fan may circulate the air in summer

but it doesn’t cool it.

circulate

دور زدن – پخش کردن
/ˈsɜːr.kjə.leɪt/
Example:

My father circulated among the guests at the party and greeted them.

پدرم در میهمانی میان مهمان‌ها چرخی زد و با آنها احوال‌پرسی کرد.

enormous

عظیم – کلان – هنگفت
/əˈnɔːr.məs/
Example:

The gallant knight drew his sword and killed the enormous dragon.

شوالیه شجاع شمشیرش را کشید و اژدهای بزرگ را کشت.

predict

پیشگویی کردن – پیش بینی کردن
/prɪˈdɪkt/
Example:

Who can predict the champion of the league this year?

چه کسی می‌تواند قهرمان امسال لیگ را پیش‌بینی کند؟

vanish

ناپدید شدن – غیب شدن
/ˈvæn.ɪʃ/
Example:

Even in California the sun sometimes vanishes behind a cloud.

حتی در کالیفرنیا هم خورشید بعضی اوقات در پشت ابر پنهان می‌شود.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4 از ۵ ( 5 رأی )