دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
درس دوم (2) کتاب ۵۰۴ لغت ضروری - آموزش لغات 504 با فلش‌کارت؛ روشی که ۳ برابر سریع‌تر یاد می‌گیرید - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

درس دوم (2) کتاب ۵۰۴ لغت ضروری – آموزش لغات 504 با فلش‌کارت؛ روشی که ۳ برابر سریع‌تر یاد می‌گیرید

در این آموزش از هاوین وکب، شما با لغات درس دوم کتاب 504 لغت ضروری به کمک فلش‌کارت، تصویر و تلفظ کلمات آشنا می‌شوید. روشی ساده، سریع و ماندگار برای شروع یادگیری لغات ضروری زبان انگلیسی.

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

corpse

corpse

/kɔːrps/
جسد
Example:

The corpse wasn’t recognizable.

جسد قابل شناسایی نبود.
Conceal

Conceal

/kənˈsiːl/
مخفی کردن
Example:

Loris could not conceal his love for Gloria.

لولیر نتوانست عشقش را به گلوریا مخفی کند.
Dismall

Dismall

/ˈdɪz.məl/
غمگین
Example:

When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day.

هنگامی که هوا گرفته و دلگیر است، گاهی اوقات تمام طول روز را در تخت میمانم.
Frigid

Frigid

/ˈfrɪdʒ.ɪd/
یخ زده
Example:

There was a frigid atmosphere in the room.

فضای بسیار سردی بر اتاق حاکم بود.
Inhabit

Inhabit

/ɪnˈhæb.ɪt/
ساکن بودن
Example:

Eskimos inhabit the frigid part of Alaska.

اسکیموها در بخش بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند.
Numb

Numb

/nʌm/
بی حس
Example:

The left side of my face was still numb an hour after the surgery.

سمت راست صورتم تا یک ساعت بعد از جراحی هنوز بی حس بود.
Peril

Peril

/ˈper.əl/
به خطر انداختن
Example:

There is great peril in trying to climb the mountain.

در بالا رفتن از کوه خطر بزرگی وجود دارد.
Recline

Recline

/rɪˈklaɪn/
تکیه دادن
Example:

Richard likes to recline in front of the television set.

ریچارد دوست دارد که جلوی تلویزیون دراز بکشد.
Shriek

Shriek

/ʃriːk/
جیغ کشیدن
Example:

Mike shrieked when she discovered the corpse.

مایک وقتی جسد را پیدا کرد جیغ کشید.
Sinister

Sinister

/ˈsɪn.ə.stər/
شیطانی
Example:

I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs.

من بخاطر سایه شیطانی در پایین پله ها وحشت کرده بودم.
Tempt

Tempt

/tempt/
وسوسه کردن
Example:

A banana can tempt me to break my diet.

یک موز میتواند مرا وسوسه کند تا رژیم غذایی ام را بشکنم.
Wager

Wager

/ˈweɪ.dʒər/
شرط‌بندی کردن
Example:

After winning the wager, Jim treated everyone to free drinks.

بعد از برنده شدن در شرط بندی، جیم همه را با نوشیدنی مهمان کرد.

مطالعه بیشتر - هاوین - آموزش زبان - 504

کلمات کلیدی: آموزش زبان انگلیسی، کتاب لغات 504، بهترین راه یادگیری زبان

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.9 از ۵ ( 7 رأی )