دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
درس پانزدهم 504 | لغات درس 15 کتاب 504 با معنی، تلفظ، مثال و تصویر | هاوین وکب
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس پانزدهم (15) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری | هاوین وکب

آموزش تصویری یکی از روش‌های نوین و مؤثر در یادگیری زبان انگلیسی است که با بهره‌گیری از تصاویر، حافظه بصری زبان‌آموزان را تقویت می‌کند. درس پانزدهم کتاب ۵۰۴ واژه ضروری، شامل واژگان کلیدی و پرکاربردی است که در مکالمات روزمره و متون انگلیسی کاربرد فراوانی دارند. در این مقاله، تلاش شده است تا این درس به صورت تصویری و گام‌به‌گام آموزش داده شود تا یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر شود. هدف اصلی، ساده‌سازی فرآیند حفظ لغات و افزایش انگیزه زبان‌آموزان از طریق ارتباط معنایی میان واژه‌ها و تصاویر است. در ادامه، با ارائه تصاویر مفهومی و مثال‌های کاربردی، به بررسی و آموزش کامل واژگان درس پانزدهم خواهیم پرداخت.

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Expand

Expand

/ɪkˈspænd/
توسع دادن
Example:

We will expand our business as soon as we locate a new building.

به محض اینکه در ساختمان جدید مستقر شویم، تجارت خود را گسترش خواهیم داد.
Alter

Alter

/ˈɒːltər/
تغییر دادن
Example:

I altered my typical lunch and had a steak instead.

ناهار معمولم را تغییر دادم و به جایش استیک خوردم.
Mature

Mature

/məˈtʃʊr/
بالغ
Example:

It is essential that you behave in a mature way in the business world.

ضروری است که در دنیای تجارت منطقی و حساب‌شده عمل کنید.
Sacred

Sacred

/ˈseɪkrɪd/
مقدس
Example:

It was revealed by the journalist that the sacred temple had been torn down.

روزنامه‌نگار فاش کرد که معبد مقدس ویران شده است.
Revise

Revise

/rɪˈvaɪz/
تغییر دادن
Example:

The dictionary was revised and then published in a more expensive edition.

فرهنگ لغت تجدید نظر شد و سپس در ویرایش گران‌تری به چاپ رسید.
Pledge

Pledge

/pledʒ/
قول
Example:

Monte was reluctant to pledge his loyalty to his new friend.

مونتی مایل نبود که به دوست جدیدش قول وفاداری بدهد.
Casual

Casual

/ˈkæʒuəl/
عادی
Example:

Following a casual meeting on the street

the bachelor renewed his friendship with the widow.
Pursue

Pursue

/pərˈsuː/
دنبال کردن
Example:

We pursued the bicycle thief until he vanished from our vision.

دزد دوچرخه را تا جایی تعقیب کردیم که از دید ما ناپدید شد.
Unanimous

Unanimous

/juːˈnænɪməs/
هم رای
Example:

The class was unanimous in wanting to eliminate study halls.

دانش‌آموزان کلاس در خواهش برای حذف سالن‌های مطالعه هم‌رای بودند.
Fortunate

Fortunate

/ˈfɔːrtʃənət/
خوش شانس
Example:

It is fortunate that the famine did not affect our village.

جای خوشبختی است که قحطی بر روستای ما تاثیر نگذاشت.
Pioneer

Pioneer

/ˌpaɪəˈnɪr/
پیشگام
Example:

My grandfather was a pioneer in selling wholesale products.

پدربزرگم در فروش محصولات عمده‌فروشی پیشتاز بود.
Innovative

Innovative

/ˈɪnəˌveɪtɪv/
نوین
Example:

The innovative ads for the computers won many new customers.

تبلیغات مبتکرانه برای رایانه‌ها مشتریان زیادی به دست آورد.

هاوین وکب، آموزش زبان، 504

کلمات کلیدی: آموزش رایگان، هاوین وکب

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.8 از ۵ ( 6 رأی )