دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس یازدهم (11) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس یازدهم (11) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Nickname

/ˈnɪkneɪm/
نام مستعار
Example:

His nickname is 'Sunny'.

نام مستعار او 'سانی' است.

Only Child

/ˈoʊnli tʃaɪld/
تک‌فرزند
Example:

She is an only child.

او تک‌فرزند است.

Single Parent

/ˈsɪŋɡl ˈperənt/
والدین مجرد (تنها)
Example:

He is a single parent raising two kids.

او یک والد مجرد است که دو بچه را بزرگ می‌کند.

Childhood

/ˈtʃaɪldhʊd/
کودکی
Example:

She had a happy childhood.

او کودکی شادی داشت.

Foster Parent

/ˈfɔːstər ˈperənt/
والدین سرپرست
Example:

The foster parents took care of the child.

والدین سرپرست از کودک مراقبت کردند.

Adopt A Child

/əˈdɑːpt ə tʃaɪld/
فرزند خواندن
Example:

They decided to adopt a child.

آن‌ها تصمیم گرفتند بچه‌ای را به فرزندی قبول کنند.

Married

/ˈmerid/
متأهل
Example:

They have been married for 10 years.

آن‌ها ۱۰ سال است که متأهل هستند.

Complicated

/ˈkɑːmplɪkeɪtɪd/
پیچیده
Example:

Their relationship is complicated.

رابطه آن‌ها پیچیده است.

Divorced

/dɪˈvɔːrst/
طلاق گرفته
Example:

They are divorced now.

آن‌ها الان طلاق گرفته‌اند.

According To Sb

/əˈkɔːrdɪŋ tuː/
به گفته کسی
Example:

According to the news

it will rain.

Source

/sɔːrs/
منبع
Example:

What is your source of information?

منبع اطلاعات شما چیست؟

Romantic

/roʊˈmæntɪk/
عاشقانه، رمانتیک
Example:

It was a romantic dinner.

این یک شام عاشقانه بود.

Twin

/twɪn/
دوقلو
Example:

She gave birth to twins.

او دوقلو به دنیا آورد.

Identical

/aɪˈdentɪkl/
یکسان، همسان
Example:

They are identical twins.

آن‌ها دوقلوهای همسان هستند.

Coincidence

/koʊˈɪnsɪdəns/
تصادف، اتفاق همزمان
Example:

It was a strange coincidence.

این یک تصادف عجیب بود.

Brother-In-Law

/ˈbrʌðər ɪn lɔː/
برادرزن، برادرشوهر
Example:

My brother-in-law is a doctor.

برادرشوهر من یک دکتر است.

Sibling

/ˈsɪblɪŋ/
خواهر یا برادر (فرزند هم‌خون)
Example:

I have three siblings.

من سه خواهر و برادر دارم.

Previous

/ˈpriːviəs/
قبلی، پیشین
Example:

She mentioned it in a previous email.

او آن را در ایمیل قبلی ذکر کرد.

Generation

/ˌdʒenəˈreɪʃn/
نسل
Example:

The younger generation loves technology.

نسل جوان عاشق تکنولوژی است.

Originally

/əˈrɪdʒənəli/
در اصل، اصالتاً
Example:

She is originally from Iran.

او اصالتاً اهل ایران است.

Be Related (To Sb)

/bi rɪˈleɪtɪd/
نسبت داشتن (با کسی)
Example:

Are you related to him?

آیا شما با او نسبت دارید؟

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

0 از ۵ ( 0 رأی )