دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس هفدهم (17) کتاب Oxford Words Skills سطح پایه | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس هفدهم (17) کتاب Oxford Words Skills سطح پایه | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Happy

/ˈhæpi/
خوشحال
Example:

She's happy.

او خوشحال است.

Sad

/sæd/
غمگین
Example:

She's sad.

او غمگین است.

Unhappy

/ʌnˈhæpi/
ناراحت، غمگین
Example:

She feels unhappy today.

او امروز احساس ناراحتی می‌کند.

Excited

/ɪkˈsaɪtɪd/
هیجان‌زده
Example:

They're excited.

آن‌ها هیجان‌زده هستند.

Bored

/bɔːrd/
بی‌حوصله، کسل
Example:

He's bored.

او بی‌حوصله است.

Angry

/ˈæŋɡri/
عصبانی
Example:

He's angry.

او عصبانی است.

Scared

/skerd/
ترسیده
Example:

She's scared of sth/sb.

او از چیزی/کسی ترسیده است.

Afraid

/əˈfreɪd/
ترسیده، هراسان
Example:

She's afraid of spiders.

او از عنکبوت می‌ترسد.

Embarrassed

/ɪmˈbærəst/
خجالت‌زده
Example:

She's embarrassed.

او خجالت‌زده است.

Surprised

/sərˈpraɪzd/
غافلگیر شده
Example:

She's surprised.

او غافلگیر شده است.

In Love

/ɪn lʌv/
عاشق
Example:

He's in love.

او عاشق است.

Worried

/ˈwɜːrid/
نگران
Example:

She's worried.

او نگران است.

Tired

/ˈtaɪərd/
خسته
Example:

Quite tired.

نسبتاً خسته.

Thirsty

/ˈθɜːrsti/
تشنه
Example:

I was thirsty.

من تشنه بودم.

Hungry

/ˈhʌŋɡri/
گرسنه
Example:

I was hungry.

من گرسنه بودم.

Pleased

/pliːzd/
خشنود، راضی
Example:

I was very pleased.

من بسیار خشنود بودم.

Sorry

/ˈsɑːri/
متأسف
Example:

I was very sorry.

من بسیار متأسف بودم.

Nervous

/ˈnɜːrvəs/
مضطرب، عصبی
Example:

I was nervous.

من مضطرب بودم.

In Pain

/ɪn peɪn/
دردناک، در درد
Example:

I was in pain.

من در درد بودم.

Upset

/ʌpˈset/
ناراحت، دلخور
Example:

I was very upset

and I cried.

Feel Bad

/fiːl bæd/
احساس بدی داشتن
Example:

I felt bad and unhappy about it.

من درباره آن احساس بدی داشتم و ناراحت بودم.

Feelings

/ˈfiːlɪŋz/
احساسات
Example:

Feelings are what you have inside yourself.

احساسات چیزهایی هستند که در درون خود دارید.

Emotions

/ɪˈmoʊʃnz/
عواطف
Example:

Feelings or emotions are inside you.

احساسات یا عواطف در درون شما هستند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 1 رأی )