دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس هفدهم (17) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس هفدهم (17) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Set

/set/
تعیین کردن، قرار دادن
Example:

We need to set a target for reducing emissions.

ما باید هدفی برای کاهش انتشار گازها تعیین کنیم.

Target

/ˈtɑːrɡɪt/
هدف، هدفگذاری
Example:

The government set a target to reduce pollution.

دولت هدفی برای کاهش آلودگی تعیین کرد.

Reduce

/rɪˈduːs/
کاهش دادن
Example:

We must reduce our carbon footprint.

ما باید ردپای کربنی خود را کاهش دهیم.

Carbon Dioxide

/ˈkɑːrbən daɪˈɑːksaɪd/
دی‌اکسید کربن
Example:

Carbon dioxide is a major greenhouse gas.

دی‌اکسید کربن یک گاز گلخانه‌ای اصلی است.

Developing Country

/dɪˈveləpɪŋ ˈkʌntri/
کشور در حال توسعه
Example:

Developing countries need support to fight climate change.

کشورهای در حال توسعه برای مبارزه با تغییرات اقلیمی به حمایت نیاز دارند.

Sign Up (To Do Sth)

/saɪn ʌp/
ثبت‌نام کردن (برای انجام کاری)
Example:

I signed up to volunteer for the cleanup.

من برای داوطلبی در پاکسازی ثبت‌نام کردم.

Convince

/kənˈvɪns/
متقاعد کردن
Example:

She convinced me to recycle more.

او مرا متقاعد کرد که بیشتر بازیافت کنم.

Take Sth Seriously

/teɪk ˈsɪriəsli/
چیزی را جدی گرفتن
Example:

We must take climate change seriously.

ما باید تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم.

Campaign

/kæmˈpeɪn/
کمپین، کارزار
Example:

They launched a campaign to save the forests.

آن‌ها کمپینی برای نجات جنگل‌ها راه‌اندازی کردند.

Source

/sɔːrs/
منبع، سرچشمه
Example:

The sun is a source of renewable energy.

خورشید منبع انرژی تجدیدپذیر است.

Renewable Energy

/rɪˈnuːəbl ˈenərdʒi/
انرژی تجدیدپذیر
Example:

Renewable energy is better for the planet.

انرژی تجدیدپذیر برای سیاره بهتر است.

Individual

/ˌɪndɪˈvɪdʒuəl/
فرد، شخص
Example:

Every individual can make a difference.

هر فردی می‌تواند تفاوت ایجاد کند.

Impact

/ˈɪmpækt/
تأثیر، ضربه
Example:

Our actions have an impact on the environment.

اعمال ما بر محیط زیست تأثیر دارد.

Instead Of Sth

/ɪnˈsted əv/
به جای چیزی
Example:

Use a reusable bag instead of plastic bags.

به جای کیسه‌های پلاستیکی از کیسه قابل استفاده مجدد استفاده کنید.

Save

/seɪv/
صرفه‌جویی کردن، نجات دادن
Example:

We should save water.

ما باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.

Waste

/weɪst/
هدر دادن، زباله
Example:

Don't waste electricity.

برق را هدر ندهید.

Energy

/ˈenərdʒi/
انرژی
Example:

Solar panels produce energy.

پنل‌های خورشیدی انرژی تولید می‌کنند.

Switch Sth Off/On

/swɪtʃ ɔːf ɑːn/
خاموش/روشن کردن چیزی
Example:

Please switch off the lights when you leave.

لطفاً وقتی می‌روید چراغ‌ها را خاموش کنید.

Throw Sth Away

/θroʊ əˈweɪ/
دور انداختن چیزی
Example:

Don't throw away plastic bottles.

بطری‌های پلاستیکی را دور نندازید.

Rubbish

/ˈrʌbɪʃ/
زباله، آشغال
Example:

Please put the rubbish in the bin.

لطفاً زباله را در سطل بگذارید.

Recycle

/ˌriːˈsaɪkl/
بازیافت کردن
Example:

We recycle paper and glass.

ما کاغذ و شیشه را بازیافت می‌کنیم.

Water

/ˈwɔːtər/
آب
Example:

Turn off the tap to save water.

برای صرفه‌جویی در آب شیر را ببندید.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

0 از ۵ ( 0 رأی )