دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش درس بیست و هشتم (28) کتاب 504 - روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش درس بیست و هشتم (28) کتاب 504 – روشی که سه برابر بهتر یاد میگیری

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Outlaw

/ˈaʊtlɔː/
یاغی، تبهکار، غیر قانونی اعلام کردن
Example:

Congress has outlawed the sale of certain drugs.

کنگره‌ی آمریکا فروش برخی از داروها را غیرقانونی اعلام کرده است.

Promote

/prəˈmoʊt/
ارتقا یافتن، ترویج کردن
Example:

Students who pass the test will be promoted to the next grade.

دانش‌آموزانی که در امتحان قبول شوند به پایه‌ی بالاتر ارتقاء خواهند یافت.

Undernourished

/ˌʌndərˈnɜːrɪʃt/
مبتلا به سوء تغذیه
Example:

The undernourished child was so feeble he could hardly walk.

کودک مبتلا به سوء تغذیه بقدری ضعیف بود که به سختی می‌توانست راه برود.

Illustrate

/ˈɪləstreɪt/
نشان دادن، توضیح دادن
Example:

These stories illustrate Mark Twain’s serious side.

این داستان‌ها جنبه‌ی جدی شخصیت مارک تواین را نشان می‌دهند.

Disclose

/dɪsˈkloʊz/
آشکار کردن، برملا کردن
Example:

This letter discloses the source of his fortune.

این نامه منبع ثروتش را آشکار می‌سازد.

Excessive

/ɪkˈsesɪv/
بسیار زیاد، بیش از حد نیاز
Example:

The inhabitants of Arizona are unaccustomed to excessive rain.

اهالی آریزونا به باران بیش از حد عادت ندارند.

Disaster

/dɪˈzæstər/
فاجعه، بدبختی زیاد
Example:

The hurricane’s violent winds brought disaster to the coastal town.

بادهای شدید تندباد فاجعه‌ای برای شهر ساحلی به بار آورد.

Censor

/ˈsensər/
سانسورچی، سانسور کردن
Example:

Some governments

national and local

Culprit

/ˈkʌlprɪt/
خطاکار، متهم، مجرم
Example:

The police caught the culprit with the stolen articles in his car.

پلیس مجرم را با اشیاء دزدیده‌شده داخل اتومبیلش دستگیر کرد.

Juvenile

/ˈdʒuːvənl/
جوان، جوان مآبانه
Example:

Paula is still young enough to wear juvenile fashions.

پاولا هنوز به اندازه‌ی کافی جوان است که مدهای نوجوانان را بپوشد.

Bait

/beɪt/
طعمه، طعمه گذاشتن
Example:

The secret of successful trout fishing is finding the right bait.

رمز صید موفقیت‌آمیز ماهی قزل‌آلا یافتن یک طعمه‌ی مناسب است.

Insist

/ɪnˈsɪst/
پا فشاری کردن، اصرار کردن
Example:

The doctor insisted that Marian get plenty of rest after the operation.

پزشک اصرار داشت که ماریان بعد از عمل جراحی خیلی زیاد استراحت کند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

4.6 از ۵ ( 5 رأی )