دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
%لغات فوتبالی به انگلیسی؛ مهم‌ترین اصطلاحات و واژگان فوتبال - قسمت 2 از لغات روزمره% - %هاوین وکب%
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

لغات فوتبالی به انگلیسی؛ مهم‌ترین اصطلاحات و واژگان فوتبال – لغاتی که ممکنه بلد نباشی. – قسمت 2 از آموزش لغات روزمره

اگر به فوتبال علاقه دارید و می‌خواهید اخبار، مسابقات و تحلیل‌های فوتبال را به زبان انگلیسی دنبال کنید، یادگیری لغات فوتبالی به انگلیسی یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت دایره واژگان شماست. بسیاری از اصطلاحاتی که در گزارش‌های ورزشی، مصاحبه بازیکنان و تحلیل مسابقات استفاده می‌شوند، ممکن است در زبان روزمره کمتر دیده شوند.

در این مقاله با مهم‌ترین اصطلاحات فوتبال به انگلیسی آشنا می‌شویم و معنی فارسی، تلفظ و کاربرد هر کلمه را بررسی می‌کنیم. در پایان مقاله می‌توانید بخش زیادی از واژگان مورد استفاده در یک مسابقه فوتبال را به زبان انگلیسی تشخیص دهید.

لغات فوتبالی به انگلیسی؛ مهم‌ترین اصطلاحات و واژگان فوتبال
آموزش لغات مربوط به فوتبال

در جدول زیر تعدادی از پرکاربردترین واژگان فوتبال را مشاهده می‌کنید:

کلمه انگلیسیتلفظمعنی فارسی
Football/ˈfʊtbɔːl/فوتبال
Soccer/ˈsɑːkər/فوتبال
Match/mætʃ/مسابقه
Team/tiːm/تیم
Player/ˈpleɪər/بازیکن
Coach/koʊtʃ/مربی
Goalkeeper/ˈɡoʊlkiːpər/دروازه‌بان
Defender/dɪˈfendər/مدافع
Midfielder/ˌmɪdˈfiːldər/هافبک
Striker/ˈstraɪkər/مهاجم
Goal/ɡoʊl/گل
Ball/bɔːl/توپ
Pass/pæs/پاس
Shot/ʃɑːt/شوت
Tackle/ˈtækəl/تکل
Corner/ˈkɔːrnər/کرنر
Penalty/ˈpenəlti/پنالتی
Referee/ˌrefəˈriː/داور
Foul/faʊl/خطا
Yellow card/ˈjeloʊ kɑːrd/کارت زرد
Red card/red kɑːrd/کارت قرمز
Offside/ˌɔːfˈsaɪd/آفساید
Substitution/ˌsʌbstɪˈtuːʃən/تعویض
Half-time/ˌhæf ˈtaɪm/پایان نیمه اول
Full-time/ˌfʊl ˈtaɪm/پایان مسابقه

یکی از اولین نکاتی که هنگام یادگیری واژگان فوتبال با آن مواجه می‌شوید، تفاوت football و soccer است.

در بریتانیا و بسیاری از کشورهای دیگر، کلمه football برای این ورزش استفاده می‌شود. در انگلیسی آمریکایی، معمولاً از کلمه soccer استفاده می‌شود تا این ورزش از American football متمایز شود.

مثلاً:

I love watching football.
من عاشق تماشای فوتبال هستم.

Do you play soccer?
فوتبال بازی می‌کنی؟

بنابراین هر دو واژه می‌توانند به فوتبال اشاره کنند، اما کاربرد آن‌ها به نوع انگلیسی و کشور گوینده بستگی دارد.

اگر مسابقات فوتبال را به زبان انگلیسی دنبال کنید، مرتباً با نام پست‌های مختلف بازیکنان مواجه خواهید شد.

Goalkeeper

Goalkeeper یعنی دروازه‌بان؛ بازیکنی که وظیفه اصلی او محافظت از دروازه است.

The goalkeeper made an amazing save.
دروازه‌بان یک مهار فوق‌العاده انجام داد.

Defender

Defender به معنی مدافع است. مدافعان وظیفه دارند از دروازه تیم خود دفاع کنند و مانع حمله بازیکنان حریف شوند.

Midfielder

Midfielder یعنی هافبک. هافبک‌ها معمولاً در بخش میانی زمین بازی می‌کنند و در دفاع و حمله نقش دارند.

Striker

Striker معمولاً به مهاجم اصلی تیم گفته می‌شود؛ بازیکنی که نقش مهمی در گلزنی دارد.

The striker scored two goals.
مهاجم دو گل به ثمر رساند.

Goalkeeper، Defender، Midfielder، Striker

بخش بزرگی از اصطلاحات فوتبال به انگلیسی مربوط به حمله، گلزنی و موقعیت‌های گل است.

Score

Score هم می‌تواند به معنی «گل زدن» باشد و هم برای اشاره به نتیجه مسابقه استفاده شود.

He scored a beautiful goal.
او یک گل زیبا زد.

Assist

Assist یعنی پاس یا حرکتی که مستقیماً به گل منجر می‌شود.

He provided an assist for the winning goal.
او پاس گلِ گل پیروزی را داد.

Shot

Shot یعنی شوت یا ضربه به سمت دروازه.

He took a powerful shot.
او یک شوت قدرتمند زد.

Header

Header به ضربه‌ای گفته می‌شود که بازیکن با سر به توپ می‌زند.

He scored with a header.
او با ضربه سر گل زد.

Counterattack

Counterattack یعنی ضدحمله؛ زمانی که یک تیم پس از به دست آوردن توپ، به سرعت به سمت دروازه حریف حمله می‌کند.

The team scored on a quick counterattack.
تیم روی یک ضدحمله سریع گل زد.

برای دنبال کردن تحلیل‌های فوتبال، یادگیری واژگان مربوط به دفاع نیز اهمیت زیادی دارد.

Tackle

Tackle یعنی تکل؛ حرکتی که بازیکن برای گرفتن توپ از بازیکن حریف انجام می‌دهد.

That was a great tackle.
آن یک تکل عالی بود.

Save

Save بیشتر برای مهار توپ توسط دروازه‌بان استفاده می‌شود.

The goalkeeper made a fantastic save.
دروازه‌بان یک مهار فوق‌العاده انجام داد.

Clean sheet

Clean sheet یکی از اصطلاحات پرکاربرد فوتبال است و زمانی استفاده می‌شود که یک تیم در یک مسابقه هیچ گلی دریافت نکند.

The team kept a clean sheet.
تیم دروازه خود را بسته نگه داشت و گلی دریافت نکرد.

در هنگام تماشای مسابقه احتمالاً بارها این کلمات را خواهید شنید:

Foul

Foul یعنی خطا.

The referee called a foul.
داور خطا گرفت.

Yellow card

Yellow card یعنی کارت زرد.

The player received a yellow card.
بازیکن کارت زرد گرفت.

Red card

Red card یعنی کارت قرمز. دریافت کارت قرمز معمولاً به اخراج بازیکن از مسابقه منجر می‌شود.

The referee showed him a red card.
داور به او کارت قرمز نشان داد.

Penalty

Penalty یعنی پنالتی.

The referee awarded a penalty.
داور یک ضربه پنالتی اعلام کرد.

Offside

Offside یعنی آفساید؛ یکی از قوانین مهم فوتبال که در گزارش و تحلیل مسابقات بسیار استفاده می‌شود.

The goal was ruled offside.
گل به دلیل آفساید مردود اعلام شد.

برای صحبت کردن درباره روند یک مسابقه نیز چند واژه بسیار مهم وجود دارد.

Kick-off

Kick-off یعنی شروع مسابقه یا شروع مجدد بازی.

The match kicks off at 8 p.m.
مسابقه ساعت ۸ شب شروع می‌شود.

Half-time

Half-time به پایان نیمه اول و زمان استراحت بین دو نیمه گفته می‌شود.

The score was 1–0 at half-time.
نتیجه در پایان نیمه اول یک بر صفر بود.

Full-time

Full-time یعنی پایان مسابقه.

The score was 2–1 at full-time.
نتیجه در پایان مسابقه دو بر یک بود.

Extra time

Extra time یعنی وقت اضافه‌ای که در برخی مسابقات حذفی پس از پایان وقت قانونی بازی انجام می‌شود.

Injury time

Injury time یا stoppage time به دقایقی گفته می‌شود که داور در پایان نیمه به دلیل توقف‌های ایجادشده در جریان بازی به زمان مسابقه اضافه می‌کند.

kick-off, half-time, full-time, extra-time, injury-time

چند واژه دیگر نیز وجود دارند که هنگام تماشای فوتبال به زبان انگلیسی بسیار کاربردی هستند:

  • Pitch — زمین فوتبال
  • Stadium — ورزشگاه
  • Goalpost — تیر دروازه
  • Crossbar — تیر افقی دروازه
  • Penalty area — محوطه جریمه
  • Touchline — خط طولی
  • Goal line — خط دروازه
  • Corner flag — پرچم کرنر
  • Bench — نیمکت
  • Home team — تیم میزبان
  • Away team — تیم مهمان

یادگیری کلمات به‌تنهایی کافی نیست. اگر می‌خواهید بتوانید درباره فوتبال به انگلیسی صحبت کنید، بهتر است این کلمات را در جمله نیز یاد بگیرید.

Who scored the goal?
چه کسی گل زد؟

What was the final score?
نتیجه نهایی چه شد؟

The match ended in a draw.
مسابقه با تساوی تمام شد.

He missed a penalty.
او یک پنالتی را از دست داد.

The team played very well.
تیم خیلی خوب بازی کرد.

The referee gave him a yellow card.
داور به او کارت زرد داد.

They are through to the next round.
آن‌ها به مرحله بعد صعود کردند.

The striker missed an easy chance.
مهاجم یک موقعیت آسان را از دست داد.

اگر فقط فهرستی از لغات فوتبال را حفظ کنید، احتمالاً بعد از مدتی بسیاری از آن‌ها را فراموش خواهید کرد. برای یادگیری بهتر، هر واژه را همراه با معنی، تلفظ، جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

برای مثال به جای اینکه فقط کلمه striker را حفظ کنید، آن را در یک جمله یاد بگیرید:

The striker scored the winning goal.
مهاجم گل پیروزی را به ثمر رساند.

همچنین می‌توانید هنگام تماشای مسابقات فوتبال انگلیسی، کلماتی را که می‌شنوید یادداشت کنید و بعد از مسابقه معنی و کاربرد آن‌ها را بررسی کنید.

یک روش مؤثر دیگر، مرور فاصله‌دار است. یعنی کلمات جدید را در فاصله‌های زمانی مشخص مرور کنید تا احتمال فراموش کردن آن‌ها کاهش پیدا کند.

یادگیری لغات فوتبالی به انگلیسی فقط برای فوتبال‌دوستان مفید نیست؛ اگر به دنبال تقویت دایره واژگان انگلیسی خود هستید، واژگان ورزشی می‌توانند بخش جذابی از مسیر یادگیری شما باشند.

کلماتی مانند goal، striker، goalkeeper، defender، penalty، offside، tackle، assist و counterattack از جمله واژه‌هایی هستند که در گزارش‌ها و گفتگوهای فوتبالی زیاد دیده و شنیده می‌شوند.

اگر این کلمات را به‌جای حفظ کردن جداگانه، در جمله و در موقعیت‌های واقعی یاد بگیرید و به‌صورت منظم مرور کنید، به‌مرور زمان درک گزارش‌های انگلیسی فوتبال و صحبت کردن درباره مسابقات برایتان ساده‌تر خواهد شد.

کانال تلگرام
برای مطالعه بیشتر روی لینکهای بالا کلیک کنید.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

0 از ۵ ( 0 رأی )