دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس چهاردهم (14) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس چهاردهم (14) کتاب Oxford Word Skills سطح متوسط | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Satellite

/ˈsætəlaɪt/
ماهواره
Example:

An object that moves round a bigger object in space.

جسمی که به دور جسم بزرگ‌تری در فضا می‌گردد.

In Other Words

/ɪn ˈʌðər wɜːrdz/
به عبارت دیگر
Example:

Used for saying sth in a different way.

برای گفتن چیزی به روشی متفاوت استفاده می‌شود.

Circle

/ˈsɜːrkl/
دور زدن، چرخیدن
Example:

Go round sth in a circle.

دور چیزی به صورت دایره‌ای گشتن.

Approximately

/əˈprɑːksɪmətli/
تقریباً، حدوداً
Example:

About

more or less.

Reach

/riːtʃ/
رسیدن به، دست یافتن
Example:

To arrive at a place or achieve a goal.

رسیدن به یک مکان یا دستیابی به یک هدف.

Space

/speɪs/
فضا
Example:

The area beyond the Earth's atmosphere.

ناحیه‌ای فراتر از جو زمین.

Incredible

/ɪnˈkredəbl/
باورنکردنی، شگفت‌انگیز
Example:

Very good

large

A Great Deal

/ə ɡreɪt diːl/
مقدار زیاد، بسیار
Example:

A large amount or to a large degree.

مقدار زیاد یا به میزان زیاد.

Universe

/ˈjuːnɪvɜːrs/
جهان هستی، کائنات
Example:

All of space and everything in it.

تمام فضا و همه چیز در آن.

Scientist

/ˈsaɪəntɪst/
دانشمند
Example:

A person who studies the physical world.

شخصی که جهان فیزیکی را مطالعه می‌کند.

Spacecraft

/ˈspeɪskræft/
فضاپیما
Example:

A vehicle that travels into space.

وسیله‌ای که به فضا سفر می‌کند.

Explore

/ɪkˈsplɔːr/
کاوش کردن، اکتشاف کردن
Example:

Travel round a place in order to learn about it.

سفر به دور یک مکان برای یادگیری در مورد آن.

Carry Out Sth

/ˈkæri aʊt/
انجام دادن (آزمایش/کار)
Example:

Do and complete a task.

انجام و تکمیل یک کار.

Experiment

/ɪkˈsperɪmənt/
آزمایش
Example:

A scientific test in order to learn/find out sth.

یک تست علمی برای یادگیری یا کشف چیزی.

So Far

/soʊ fɑːr/
تا کنون، تا اینجا
Example:

Up to now.

تا به حال.

Analysis

/əˈnæləsɪs/
تحلیل، تجزیه و تحلیل
Example:

The careful study of sth in order to explain it.

مطالعه دقیق چیزی برای توضیح آن.

Solid

/ˈsɑːlɪd/
جامد، سفت
Example:

With no holes or spaces inside.

بدون سوراخ یا فاصله در داخل.

Confirm

/kənˈfɜːrm/
تأیید کردن
Example:

Say or show that sth is true or definite.

گفتن یا نشان دادن اینکه چیزی درست یا قطعی است.

Exist

/ɪɡˈzɪst/
وجود داشتن
Example:

If sth exists

it is present in the real world.

Previously

/ˈpriːviəsli/
قبلاً، پیش‌تر
Example:

In a way that happened before or earlier.

به روشی که قبلاً یا پیش‌تر اتفاق افتاده است.

Discover

/dɪˈskʌvər/
کشف کردن
Example:

If you discover something

you learn about it for the first time.

Invent

/ɪnˈvent/
اختراع کردن
Example:

If you invent something

you create something that didn't exist before.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

0 از ۵ ( 0 رأی )