دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس دوم (2) کتاب Oxford Words Skills سطح متوسط| هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس دوم (2) کتاب Oxford Words Skills سطح متوسط| هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Keen

/kiːn/
مشتاق، علاقه‌مند
Example:

She is keen to learn English.

او مشتاق یادگیری انگلیسی است.

Motivated

/ˈmoʊtɪveɪtɪd/
باانگیزه
Example:

He is a motivated student.

او یک دانش‌آموز باانگیزه است.

Find It Difficult To

/faɪnd ɪt ˈdɪfɪkəlt tuː/
سخت بودن (انجام کاری)
Example:

I find it difficult to remember new words.

من به خاطر سپردن کلمات جدید را سخت می‌دانم.

After A While

/ˈæftər ə waɪl/
بعد از مدتی
Example:

After a while

it gets easier.

Get Better

/ɡet ˈbetər/
بهتر شدن
Example:

My English is getting better.

انگلیسی من دارد بهتر می‌شود.

Express

/ɪkˈspres/
بیان کردن
Example:

It's hard to express my feelings.

بیان احساساتم سخت است.

Effectively

/ɪˈfektɪvli/
به طور مؤثر
Example:

She communicates effectively.

او به طور مؤثر ارتباط برقرار می‌کند.

Obvious

/ˈɑːbviəs/
واضح، بدیهی
Example:

It's obvious that he is tired.

واضح است که او خسته است.

Encouraging

/ɪnˈkɜːrɪdʒɪŋ/
تشویق‌کننده
Example:

Her words were very encouraging.

حرف‌های او بسیار تشویق‌کننده بود.

Slow Down

/sloʊ daʊn/
آهسته‌تر کردن
Example:

Please slow down your speech.

لطفاً صحبتت را آهسته‌تر کن.

Be Aware Of Sth

/bi əˈwer əv/
از چیزی آگاه بودن
Example:

Be aware of common mistakes.

از اشتباهات رایج آگاه باش.

Frustrating

/ˈfrʌstreɪtɪŋ/
ناامیدکننده، آزاردهنده
Example:

Learning grammar can be frustrating.

یادگیری گرامر می‌تواند ناامیدکننده باشد.

Goal

/ɡoʊl/
هدف
Example:

My goal is to speak fluently.

هدف من صحبت کردن روان است.

Native Speaker

/ˈneɪtɪv ˈspiːkər/
گویشور بومی
Example:

A native speaker knows the language perfectly.

یک گویشور بومی زبان را کامل می‌داند.
Expand

Expand

/ɪkˈspænd/
گسترش دادن
Example:

Read books to expand your vocabulary.

برای گسترش واژگانت کتاب بخوان.

A (Wide) Range Of Sth

/ə waɪd reɪndʒ əv/
طیف (گسترده‌ای) از چیزی
Example:

The course covers a wide range of topics.

این دوره طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهد.

Complex

/kəmˈpleks/
پیچیده
Example:

Grammar can be complex.

گرامر می‌تواند پیچیده باشد.

Fluent

/ˈfluːənt/
روان، سلیس
Example:

She is fluent in three languages.

او در سه زبان روان است.

In Detail

/ɪn ˈdiːteɪl/
با جزئیات
Example:

He explained the rule in detail.

او قانون را با جزئیات توضیح داد.

Suitable

/ˈsuːtəbl/
مناسب، مناسب حال
Example:

This book is suitable for beginners.

این کتاب برای مبتدیان مناسب است.

Achieve

/əˈtʃiːv/
دست یافتن، به دست آوردن
Example:

You can achieve your goals with hard work.

با تلاش می‌توانی به اهدافت دست یابی.

Be To Do With Sth/Sb

/bi tu duː wɪð/
مرتبط بودن با چیزی/کسی
Example:

This problem is to do with grammar.

این مشکل مربوط به گرامر است.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

0 از ۵ ( 0 رأی )