دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس اول (1) کتاب Oxford Words Skills سطح متوسط| هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس اول (1) کتاب Oxford Words Skills سطح متوسط| هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Foreign

/ˈfɔːrən/
خارجی، بیگانه
Example:

Learning a foreign language is useful.

یادگیری یک زبان خارجی مفید است.

Basic

/ˈbeɪsɪk/
پایه، ابتدایی
Example:

These are basic words.

این‌ها کلمات پایه هستند.

Recognize

/ˈrekəɡnaɪz/
شناختن، تشخیص دادن
Example:

I recognize that word.

من آن کلمه را می‌شناسم.

Go Through Sth

/ɡoʊ θruː/
مرور کردن، بررسی کردن
Example:

Let's go through the notes.

بیایید یادداشت‌ها را مرور کنیم.

Identify

/aɪˈdentɪfaɪ/
شناسایی کردن
Example:

Can you identify the mistake?

می‌توانی اشتباه را شناسایی کنی؟

Guess

/ɡes/
حدس زدن
Example:

Try to guess the meaning.

سعی کن معنی را حدس بزنی.

Context

/ˈkɑːntekst/
زمینه، بافت
Example:

Guess the meaning from the context.

معنی را از روی زمینه حدس بزن.

Keep A Record Of Sth

/kiːp ə ˈrekərd əv/
ثبت و نگهداری کردن
Example:

Keep a record of new words.

از کلمات جدید ثبت و نگهداری کن.

Formal

/ˈfɔːrml/
رسمی
Example:

This is a formal letter.

این یک نامه رسمی است.

Translation

/trænzˈleɪʃn/
ترجمه
Example:

Write the translation in your language.

ترجمه را به زبان خودت بنویس.

Repeat

/rɪˈpiːt/
تکرار کردن
Example:

Repeat the word after me.

کلمه را بعد از من تکرار کن.

Explain

/ɪkˈspleɪn/
توضیح دادن
Example:

Can you explain this rule?

می‌توانی این قانون را توضیح دهی؟

Pronounce

/prəˈnaʊns/
تلفظ کردن
Example:

How do you pronounce this word?

این کلمه را چگونه تلفظ می‌کنی؟

Function

/ˈfʌŋkʃn/
کارکرد، عملکرد
Example:

What is the function of this word?

کارکرد این کلمه چیست؟

Opportunity

/ˌɑːpərˈtuːnəti/
فرصت
Example:

This is a good opportunity to practice.

این فرصت خوبی برای تمرین است.

Experiment With Sth

/ɪkˈsperɪmənt wɪð/
آزمایش کردن با چیزی
Example:

Experiment with new methods.

با روش‌های جدید آزمایش کن.

Make Mistakes

/meɪk mɪˈsteɪks/
اشتباه کردن
Example:

Don't be afraid to make mistakes.

از اشتباه کردن نترس.

Revise

/rɪˈvaɪz/
مرور کردن
Example:

I need to revise for the exam.

من باید برای امتحان مرور کنم.

Method

/ˈmeθəd/
روش، متد
Example:

This is a good method for learning.

این روش خوبی برای یادگیری است.

Work

/wɜːrk/
کار کردن، کار
Example:

Hard work brings success.

کار سخت موفقیت می‌آورد.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 2 رأی )