دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش لغات درس ۱ کتاب 1100 واژه ضروری - روز اول از هفته 1 - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش لغات درس ۱ کتاب 1100 واژه ضروری – روز اول از هفته 1

آموزش لغات درس ۱ کتاب 1100 واژه ضروری - روز اول از هفته 1:

در کتاب 1100 Words You Need to Know نوشته Murray Bromberg و Melvin Gordon، مجموعه‌ای از واژگان مهم انگلیسی همراه با تمرین و مثال ارائه شده است

درس اول کتاب 1100 واژه ضروری انگلیسی یکی از اولین مراحل یادگیری این مجموعه معروف است که در آن با واژه‌هایی مانند voracious، indiscriminate، eminent، steeped و replete آشنا می‌شویم.

آموزش لغات درس ۱ کتاب 1100 واژه ضروری - روز اول از هفته 1

تلفظ: /vəˈreɪʃəs/

معنی:
حریص، سیری‌ناپذیر، بسیار مشتاق

وقتی کسی یا چیزی مقدار زیادی از چیزی می‌خواهد یا علاقه بسیار زیادی به انجام کاری دارد، از voracious استفاده می‌کنیم.

مثال:

He has a voracious appetite for knowledge.

ترجمه:

او اشتیاق سیری‌ناپذیری برای یادگیری دارد.

voracious reader
کتاب‌خوان حرفه‌ای و پرمطالعه

مثال:

She is a voracious reader who reads five books a month.

او یک کتاب‌خوان حرفه‌ای است که ماهی پنج کتاب می‌خواند.

voracious appetite
اشتیاق یا اشتهای بسیار زیاد

تصور کن کسی آن‌قدر گرسنه است که هر غذایی را می‌خورد؛ این تصویر به یادآوری معنی voracious = سیری‌ناپذیر کمک می‌کند.


تلفظ: /ˌɪndɪˈskrɪmɪnət/

معنی:
بی‌حساب، بدون تشخیص، کورکورانه

این کلمه زمانی استفاده می‌شود که کاری بدون دقت، انتخاب یا توجه به تفاوت‌ها انجام شود.

مثال:

Indiscriminate use of social media can waste a lot of time.

ترجمه:

استفاده بی‌حساب از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند زمان زیادی را هدر دهد.

indiscriminate use
استفاده بدون کنترل

مثال:

Indiscriminate use of antibiotics can be dangerous.

استفاده بی‌رویه از آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند خطرناک باشد.

کلمه را به دو بخش تقسیم کن:

in + discriminate

Discriminate یعنی تفاوت قائل شدن و تشخیص دادن.

پس:

indiscriminate = بدون تشخیص


تلفظ: /ˈemɪnənt/

معنی:
برجسته، مشهور، سرشناس

برای افراد بسیار موفق و معتبر در یک زمینه استفاده می‌شود.

مثال:

He is an eminent professor of medicine.

ترجمه:

او یک استاد برجسته پزشکی است.

eminent scientist
دانشمند برجسته

eminent writer
نویسنده مشهور و برجسته

famous یعنی معروف بودن.

اما:

eminent یعنی معروف بودن به دلیل اعتبار، تخصص و موفقیت.

مثال:

یک بازیگر معروف ممکن است famous باشد، اما یک دانشمند بزرگ معمولاً eminent است.


تلفظ: /stiːpt/

معنی:
غرق در، سرشار از، آمیخته با

وقتی چیزی مقدار زیادی از یک ویژگی، فرهنگ، تاریخ یا احساس را داشته باشد، از این کلمه استفاده می‌کنیم.

مثال:

The country is steeped in ancient traditions.

ترجمه:

این کشور سرشار از سنت‌های باستانی است.

steeped in history
غرق در تاریخ

مثال:

The city is steeped in history.

این شهر سرشار از تاریخ است.

steeped in culture
آمیخته با فرهنگ

تصور کن یک چای کیسه‌ای داخل آب قرار گرفته و کاملاً با آب ترکیب شده است.

Steeped یعنی چیزی کاملاً در چیزی دیگر فرو رفته است.


تلفظ: /rɪˈpliːt/

معنی:
مملو از، پر از، سرشار از

وقتی چیزی مقدار زیادی از یک چیز دیگر داشته باشد.

مثال:

The article is replete with useful information.

ترجمه:

این مقاله مملو از اطلاعات مفید است.

replete with information
پر از اطلاعات

replete with examples
پر از مثال

Replete معمولاً در نوشته‌های رسمی و دانشگاهی بیشتر دیده می‌شود.


کلمهمعنی سادهمثال کوتاه
Voraciousسیری‌ناپذیرa voracious reader
Indiscriminateبی‌حسابindiscriminate use
Eminentبرجستهeminent scientist
Steepedغرق درsteeped in history
Repleteمملو ازreplete with information

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید:

  1. She is a ______ reader and loves learning new things.
  2. The museum is ______ in history and culture.
  3. The report is ______ with important details.
  4. He is an ______ researcher in artificial intelligence.
  5. ______ use of resources can harm the environment.
  1. voracious
  2. steeped
  3. replete
  4. eminentآموزش کامل درس اول کتاب 1100 واژه ضروری انگلیسی همراه با معنی، تلفظ، مثال و تمرین برای یادگیری بهتر لغات.
  5. indiscriminate

Grunwald, M. A. (2001). 1100 Words You Need to Know. Barron's Educational Series.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 2 رأی )