دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان لغات تخصصی روانشناسی و روانپزشکی | ارزیابی و تشخیص بالینی | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان لغات تخصصی روانشناسی و روانپزشکی | ارزیابی و تشخیص بالینی | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Assessment and Clinical Diagnosis

—
ارزیابی، مصاحبه و تشخیص بالینی (دسته)
Example:

—

—

Clinical Psychology

/ˈklɪnɪkəl saɪˈkɑlədʒi/
روان‌شناسی بالینی
Example:

Clinical psychology focuses on assessing and treating mental disorders.

روان‌شناسی بالینی بر ارزیابی و درمان اختلالات روانی تمرکز دارد.

Psychological Assessment

/ˌsaɪkəˈlɑdʒɪkəl əˈsɛsmənt/
ارزیابی روان‌شناختی
Example:

Psychological assessment may include interviews and standardized tests.

ارزیابی روان‌شناختی ممکن است شامل مصاحبه و آزمون‌های استاندارد باشد.

Structured Interview

/ˈstrʌktʃərd ˈɪntərvju/
مصاحبه ساختاریافته
Example:

A structured interview uses fixed questions in a set order.

مصاحبه ساختاریافته از سؤال‌های ثابت با ترتیب مشخص استفاده می‌کند.

Semi-Structured Interview

/ˌsɛmi ˈstrʌktʃərd ˈɪntərvju/
مصاحبه نیمه‌ساختاریافته
Example:

A semi-structured interview allows follow-up questions.

مصاحبه نیمه‌ساختاریافته اجازه پرسش‌های تکمیلی می‌دهد.

Clinical History

/ˈklɪnɪkəl ˈhɪstəri/
تاریخچه بالینی
Example:

The clinician reviewed the patient's clinical history.

درمانگر تاریخچه بالینی بیمار را بررسی کرد.

Chief Complaint

/tʃif kəmˈpleɪnt/
شکایت اصلی
Example:

The chief complaint was persistent insomnia.

شکایت اصلی بی‌خوابی پایدار بود.

Presenting Problem

/prɪˈzɛntɪŋ ˈprɑbləm/
مشکل ارائه‌شده
Example:

The presenting problem was panic attacks at work.

مشکل ارائه‌شده حملات پانیک در محل کار بود.

Clinical Judgment

/ˈklɪnɪkəl ˈdʒʌdʒmənt/
قضاوت بالینی
Example:

Clinical judgment guides diagnostic decisions.

قضاوت بالینی تصمیم‌های تشخیصی را هدایت می‌کند.

Insight

/ˈɪnsaɪt/
بینش
Example:

The patient showed good insight into his symptoms.

بیمار بینش خوبی نسبت به علائم خود نشان داد.

Differential Diagnosis

/ˌdɪfəˈrɛnʃəl ˌdaɪəɡˈnoʊsɪs/
تشخیص افتراقی
Example:

Differential diagnosis helps rule out similar conditions.

تشخیص افتراقی به رد کردن شرایط مشابه کمک می‌کند.

Psychopathology

/ˌsaɪkoʊpəˈθɑlədʒi/
آسیب‌شناسی روانی
Example:

Psychopathology examines the nature of mental disorders.

آسیب‌شناسی روانی ماهیت اختلالات روانی را بررسی می‌کند.

Psychological Distress

/ˌsaɪkəˈlɑdʒɪkəl dɪˈstrɛs/
پریشانی روان‌شناختی
Example:

Psychological distress can affect daily functioning.

پریشانی روان‌شناختی می‌تواند عملکرد روزانه را تحت تأثیر قرار دهد.

Functional Impairment

/ˈfʌŋkʃənəl ɪmˈpɛrmənt/
اختلال در عملکرد
Example:

Functional impairment was evident in work and social life.

اختلال در عملکرد در کار و زندگی اجتماعی آشکار بود.

Risk Factors

/rɪsk ˈfæktərz/
عوامل خطرپذیری
Example:

Risk factors may include trauma and family history.

عوامل خطرپذیری ممکن است شامل تروما و سابقه خانوادگی باشد.

Protective Factors

/prəˈtɛktɪv ˈfæktərz/
عوامل محافظتی
Example:

Protective factors can reduce the impact of stress.

عوامل محافظتی می‌توانند تأثیر استرس را کاهش دهند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 1 رأی )