دنبال کردن اینستاگرام، برای آموزش بیشتر ورود به اینستاگرام
آموزش رایگان درس دهم (10) کتاب Oxford Words Skills سطح پایه | هاوین وکب - هاوین وکب، آموزش رایگان لغات زبان انگلیسی
به‌زودی... ثبت‌نام کاربران در حال آماده‌سازی است.

آموزش رایگان درس دهم (10) کتاب Oxford Words Skills سطح پایه | هاوین وکب

لغات این درس

کلمات مهم این مقاله را مرور کنید.

Head

/hed/
سر
Example:

He nodded his head in agreement.

او سرش را به نشانه موافقت تکان داد.

Face

/feɪs/
صورت
Example:

She washed her face with cold water.

او صورتش را با آب سرد شست.

Hair

/her/
مو
Example:

She has long brown hair.

او موهای بلند قهوه‌ای دارد.

Eye

/aɪ/
چشم
Example:

He has blue eyes.

او چشمان آبی دارد.

Ear

/ɪr/
گوش
Example:

She whispered in my ear.

او در گوش من زمزمه کرد.

Nose

/noʊz/
بینی
Example:

The clown has a red nose.

دلقک بینی قرمز دارد.

Mouth

/maʊθ/
دهان
Example:

Open your mouth and say 'Ah'.

دهانت را باز کن و بگو 'آه'.

Tooth

/tuːθ/
دندان
Example:

The dentist checked my tooth.

دندانپزشک دندان من را بررسی کرد.

Teeth

/tiːθ/
دندان‌ها
Example:

Brush your teeth twice a day.

روزی دو بار دندان‌هایت را مسواک بزن.

Chin

/tʃɪn/
چانه
Example:

He rested his chin on his hand.

او چانه‌اش را روی دستش گذاشت.

Neck

/nek/
گردن
Example:

She wore a scarf around her neck.

او دور گردنش شال پیچیده بود.

Shoulder

/ˈʃoʊldər/
شانه
Example:

He carries a heavy bag on his shoulder.

او یک کیف سنگین روی شانه‌اش حمل می‌کند.

Body

/ˈbɑːdi/
بدن
Example:

Exercise is good for your body.

ورزش برای بدن شما مفید است.

Skin

/skɪn/
پوست
Example:

She has soft skin.

او پوست نرمی دارد.

Chest

/tʃest/
قفسه سینه
Example:

He felt a pain in his chest.

او در قفسه سینه‌اش درد احساس کرد.

Arm

/ɑːrm/
بازو
Example:

She broke her arm.

او بازویش را شکست.

Hand

/hænd/
دست
Example:

He held the pen in his hand.

او خودکار را در دستش گرفت.

Back

/bæk/
کمر، پشت
Example:

My back hurts after sitting all day.

کمرم بعد از یک روز نشستن درد می‌کند.

Waist

/weɪst/
کمر (دور کمر)
Example:

The dress fits tightly around her waist.

لباس دور کمرش محکم است.

Stomach

/ˈstʌmək/
معده، شکم
Example:

I have a pain in my stomach.

من در معده‌ام درد دارم.

Bottom

/ˈbɑːtəm/
باسن، ته
Example:

He slipped and fell on his bottom.

او لیز خورد و روی باسنش افتاد.

Finger

/ˈfɪŋɡər/
انگشت (دست)
Example:

She pointed at the map with her finger.

او با انگشتش به نقشه اشاره کرد.

Knee

/niː/
زانو
Example:

He hurt his knee while playing football.

او هنگام بازی فوتبال زانویش را آسیب زد.

Leg

/leɡ/
ساق پا
Example:

She has long legs.

او پاهای بلندی دارد.

Ankle

/ˈæŋkl/
مچ پا
Example:

He twisted his ankle.

او مچ پایش را پیچاند.

Toe

/toʊ/
انگشت پا
Example:

I stubbed my toe on the table.

من انگشت پایم را به میز کوبیدم.

Foot

/fʊt/
پا (کف پا)
Example:

My foot is asleep.

پای من خواب رفته است.

Feet

/fiːt/
پاها
Example:

He has big feet.

او پاهای بزرگی دارد.

Heart

/hɑːrt/
قلب
Example:

The heart pumps blood.

قلب خون را پمپاژ می‌کند.

Brain

/breɪn/
مغز
Example:

The brain controls the body.

مغز بدن را کنترل می‌کند.

Bone

/boʊn/
استخوان
Example:

The dog buried a bone.

سگ یک استخوان را دفن کرد.

Blood

/blʌd/
خون
Example:

Blood carries oxygen.

خون اکسیژن را حمل می‌کند.

این مقاله چقدر برایت مفید بود؟

با امتیاز دادن به این مقاله، به ما کمک می‌کنی محتوای بهتری تولید کنیم.

5 از ۵ ( 1 رأی )